وبلاگ لذت دانستن (كاري از موسسه گوهر)

مژده به علاقمندان و محققان

براي سهولت دردسترس بودن فيشها وياخلاصه نويسي كتابهايي باموضوع طلب واراده شناسي.اسطوره والگو پذيري. لذت شناسي و .شناخت انواع خود به صورت مطالب علمي .روانشناشي .ديني .جامعه شناسي و... ميتوان با موسسه گوهر ناب انديشه به صورت مكتوب ارتباط برقرار كرده . درقبال هر برگ تحقيق A4با پرداخت صفحه اي ۵۰۰ تومان عين مطلب.خلاصه نويسي صفحه اي ۱۰۰۰ تومان و به ازاي معرفي هر كتاب ۵۰۰۰ تومان هزينه با اطمينان و راحتي بيشتر به مطالب و استنادات دسترسي پيدا كنيد .(موسسه گوهر درخدمت انديشمندان وعلاقمندان.راه ارتباطي شماره تلگرام ۰۹۱۰۳۵۷۵۷۴۴ يا پيام ساده همراه بانام محقق يا علاقمند.موضوع .نوع درخواست _متن اصلي .خلاصه يامعرفي كتاب.ميزان تحصيلات .محل سكونت.مورد استفاده ازموضوع)

ادامهـ مطلبـ
بازدید : | ۱۹ آذر ۱۳۹۶ | ۱۲:۲۷:۵۴ | اميني
برچسب: محققان .طلب واراده شناسي.اسطوره و الگوپذيري .شناخت انواع خود .لذت شناسي..موسسه گوهر .استنادات علمي .ديني .روانشناسي و...خلاصه نويسي كتاب .اصل فيش ها.معرفي كتاب موسسه گوهر ناب انديشه،

انواع زنا

 زناانواع و اقسامي دارد. زن و مردي كه نگاه همراه با شهوت در محل كار به هم مي كنند، اين نگاه ها زناي چشم است. دختر و پسري كه همديگر را لمس نمايند اين لمس، زناي دست حساب مي شود. 🔸 پيامبراكرم(ص): 🔹 «لِكُلِّ عُضوٍ حظٌ مِنَ الزِّنا فالعَينُ زناهُ النّظرُ و اللسانُ زناهُ الكلامُ، و الاُذُنانُ زناهُما السَّمعُ، وَاليدانُ زناهُما البَطشُ و الرّجلان زناهما المشي...». 🔸 براي هر عضوي بهره اي از زناست 1_زناي چشم، نگاه آلوده (چشم چراني) است. 2_زناي زبان سخن نابجا و شهواني با نامحرم است. 3_زناي گوش شنيدن چيزهاي حرام (مانند موسيقي و سخنان شهواني و...) است. 4_زناي دست دراز كردن آن به سوي نامحرماست 5_زناي پا، رفتن به مجلس گناه و... مي باشد. بهشت جوانان، ص 453، وسايل الشيعه، ج 14، ص 138 سنن ابي داود، ج 2، ص 247.🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸كاري ازموسسه گوهر

ادامهـ مطلبـ
بازدید : | ۱۵ آذر ۱۳۹۶ | ۰۹:۵۶:۵۴ | اميني
برچسب: انواع زنا.زناي چشم.زناي دست.زناي زبان.زناي گوش.زناي پا.لذت .موسسه گوهر،

پيامبر اسلام الگوي همه اعصار

برخي تصور مي‌كنند با تغيير زمان و سبك زندگي، ارزش‌هاي اخلاقي و معنوي نيز تغيير مي‌كنند و جاي فضايل با رذايل عوض مي‌شود؛ در حالي كه آنچه تغيير و تحول پيدا مي‌كند، عنصر زمان و مكان و ابزارهايي است كه مفاهيم اخلاقي در آن ظهور و بروز مي‌كنند. مفاهيمي مانند حق، تقوا، احسان، راستگويي، صبر، حيا، عفت و پاكدامني، هميشه پسنديده و قابل ستايش بوده و باطل، ظلم، دروغ‌گويي، بي‌عفتي و امثال آن، در همه زمان‌ها ناپسند بوده و با فطرت انسان ناسازگار است. اين موضوع در قالب يك مثال، بهتر تبيين مي‌شود؛ برخي از كساني كه در ساليان دور زندگي كرده و از صفات پسنديده‌اي برخوردار بوده و خدمات ارزشمندي به جامعه بشري ارائه كرده‌اند، امروز نيز مورد تكريم قرار مي‌گيرند. گرچه در زمان ما، پيشرفت‌هاي علمي شگرفي رخ داده و سبك زندگي و پوشش انسان و امثال آن تغيير كرده است، اما از فضايل اخلاقي همواره به نيكي ياد مي‌شود. يا كسي كه سال‌ها پيش، مرتكب جرمي شده و تحت پيگرد بوده است و پس از ساليان دراز كه سلول‌هاي بدن او تغيير كرده، تغييرات ظاهري در جسم او كاملا هويدا شده و لباس و امكانات زندگي او دگرگون شده، او را به لحاظ اينكه همان مجرم است، دستگير و مجازات مي‌كنند. بنابر اين، فضاي زندگي، قالب‌ها، امكانات، رنگ‌ها، ظواهر مادي، تكنولوژي، زندگي در آسمان خراش‌ها، موجب نمي‌شود جاي عفت را با بي عفتي عوض كنيم، دروغ را زيبا و راستگويي را زشت بدانيم. طبيعي است كه امكانات و ابزارها در دوره‌هاي مختلف زندگي بشر اگر چه متفاوت است؛ اما همه آن‌ها گذرا و فاني است، آنچه اهميت دارد، اين است كه در هر زماني، هدف از زندگي در دنيا را فراموش نكنيم و به خاطر داشته باشيم كه امكانات را در مسير تكامل و رسيدن به هدف استفاده كنيم. نتيجه، اينكه الگوهايي چون پيامبر اسلام(ص) و اهل بيت آن حضرت، در همه زمان‌ها بهترين الگو براي ما هستند و اگر آنها در زمان ما زندگي مي‌كردند، بدون شك از امكانات امروز استفاده مي‌كردند، در حالي كه از همان شخصيت معنوي و اخلاقي برخوردار بودند. هدف از زندگي انسان، اين است كه در سايه اطاعت از دستورهاي الهي به سوي هدايت گام بردارد و در نهايت به كمال انساني برسد و از اين جهت بين انسان امروزي و كساني كه صدها سال با ما فاصله زماني دارند، تفاوتي وجود ندارد. انسان در هر زمينه‌اي براي رسيدن به موفقيت، نيازمند الگوست و الگوي انسان در هر شرايطي بايد داراي كمالات انساني و ارزش‌هاي الهي باشد. اسلام، ديني كامل و جاودانه و قرآن نيز كتابي داراي جامعيت و جاودانه و پاسخگوي نيازهاي بشر در هر عصر و زماني است، بنابراين، دستورها و آموزه‌هاي اسلام نيز هميشگي است و پيامبر گرامي اسلام نيز الگويي جاودانه و پايدار است و سنت پيامبر همانند آيات قرآن همواره تازه است و كهنگي در آن راه پيدا نمي‌كند. بدون ترديد، پيامبر گرامي اسلام، بهترين الگو براي انسان در تمام صحنه‌هاي زندگي است. اخلاق نيكو، مهرباني با زيردستان، اخلاص، عبادت، ساده‌زيستي، نظم و برنامه‌ريزي، استقامت، درايت، صبر و تحمل در برابر مشكلات، حكومت و مديريت پيامبر، مي‌تواند سرمشق و الگو براي همه مسلمانان باشد. آنچه اهميت دارد اين است كه ما مي‌توانيم از زندگي پيامبر و ائمه اطهار (عليهم السلام)، درس‌هاي فراواني بگيريم و گذشت زمان تأثيري در اين جهت ندارد. قرآن كريم در آيه ۲۱ سوره احزاب، پيامبر را به عنوان الگو معرفي نموده و فرموده است: «لَقَد كانَ لَكُم فى رَسولِ اللّهِ اُسوَةٌ حَسَنَ‍ةٌ لِمَن كانَ يَرجوا اللّهَ واليَومَ الأخِرَ وذَكَرَ اللّهَ كَثيرا» يعني براي شما در سيره پيامبر، الگو و سرمشق نيكو است براي آنها كه به رحمت خدا و روز قيامت اميد دارند و خدا را بسيار ياد مي‌كنند. در اين آيه شريفه، چند نكته قابل توجه وجود دارد: ۱ ـ فرموده «فى رسول الله» يعني در زندگي و رفتار رسول خدا الگو و سرمشق نيكويي است، اين جمله بيان‌گر آن است كه شما نمي‌توانيد مانند پيامبر باشيد ولي مي‌توانيد در رفتار و سيره او براي خودتان الگو بيابيد. ۲ ـ كلمه «لقد» در آيه شريفه، دلالت بر قطعيت دارد يعني قطعاً پيامبر براي شما الگو است و در الگو بودن او ترديدي وجود ندارد. ۳ ـ واژه «كانَ» در آيه شريفه دلالت بر دوام دارد و به معناي آن است كه پيامبر براي همه زمان‌ها و تمامي انسان‌ها الگو است. ۴ ـ در ادامه آيه براي كساني كه مي‌خواهند سيره رسول خدا را براي خود اسوه و الگو قرار دهند، سه ويژگي ذكر فرموده است: به رحمت خدا اميدوار باشند، به قيامت اميد داشته باشند و خدا را بسيار ياد كنند. طبيعي است كه با ايمان به خدا و معاد مي‌توان در مسير حركت پيامبر، گام برداشت و با ياد خداوند متعال، آن را تداوم بخشيد؛ در غير اين صورت، انسان قادر نيست به پيامبر اكرم اقتدا كند و قدم در جاي پاي حضرت بگذارد. نويسنده: حجت الاسلام علي اكبر مؤمني؛ پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي و دانشجوي دكتري مطالعات تطبيقي اديان.كاري ازموسسه گوهر

ادامهـ مطلبـ
بازدید : | ۱۳ آذر ۱۳۹۶ | ۱۰:۴۱:۵۵ | اميني
برچسب: پيامبراسلام(ص).سرمشق.الگو.موسسه گوهر،

حضرت خديجه اسطوره ايثارومقاومت

 حضرت خديجه در طول تاريخ، به خصوص در عصر علم و صنعت و ارتباطات، تجربه ثابت كرده كه استعمارگران در هر جا پا نهاده‌اند از عضو حساس چامعه، يعني زن سوء استفاده بسيار كرده‌اند، و با الگو سازي و الگو تراشي زنان هرزه جهان به عنوان هنر پيشگان ممتاز و دختران شايسته، جاده ها و ميدان ها را براي جاسازي فرهنگ استعماري خود صاف نموده‌اند، و از اين را بر پيكره‌ي انسانيت ضربه‌هاي مهلك زده‌اند، و فرهنگ مبتذل خود را جايگزين فرهنگ اصيل ملت ها نموده‌اند.۱ معرفي كتاب حاضر در اين كتاب از بانويي سخن به ميان آمده است كه نخستين زن مسلمان، و نخستين همسر پيامبر اسلام(ص) و از هر جهت مظهر كمالات انساني و ايثار و مقاومت بود، همسري خردمند، مدبّر و مهربان، مادري آزموده و فضيلت پرور، مجاهدي مقاوم و صبور، ايثار گري مخلص و بي نظير، راست قامتي با عزت و نستوه يعني مادر زهراي اطهر(عليها سلام) حضرت خديجه‌ي كبري(س) كه به راستي زندگي سراسر درخشان او، عالي‌ترين الگو براي زنان با شخصيت است.۲ اين كتاب به موضوعات زير مي‌پردازد جضرت خديجه(عليها سلام) از آغاز ولادت تا آغاز بعثت پيامبر(ص) خديجه(عليها سلام) نخستين بانوي مسلمان، و فداكاري هاي او فضايل، فرزندان، وصيت، رحلت جانسوز و مقامات حضرت خديجه(عليها سلام) در اين كتاب مي‌خوانيم بدون ترديد پيامبر(ص) جواني بسيار زيبا و خوش قامت و از خاندان اصيل بود، و دختران جوان زيبا براي ازدواج با او آماده بودند، هيچ گاه مانعي بر سر راه نبود. و همچنين ترديدي نيست كه حضرت خديجه(عليها سلام) با آن همه حشمت و شوكت مي توانست، با جوانان ثروتمند، و شاهان و شاهزادگان برومند ازدواج كند (چنان كه خواستگاري بسياري از اين گونه افراد داشت) و با چنين ازدواجي، رفاه و آسايش و خوشگذراني وسيعي داشته باشد، چنان كه در ميان انسانها در همه‌ي جهان چنين معمول بود، و به ويژه در جزيرة العرب، ملاك‌ها و قالب‌ها بر محور ثروت، مكنت و خوشگذراني دور مي‌زد. پس چرا حضرت محمد(ص) با زن بيوه‌ي چهل ساله ازدواج كرد؟ و چرا خديجه(عليها سلام) يك يتيم فقير را براي همسري برگزيد؟ حقيقتاين است كه اين ازدواج بر اساس ارزش‌ها و اصالت‌ها و قالب شكني‌ها بود، نه بر اساس تقليد كور كورانه و تطبيق با محيط، و قالب پرستي‌ها و هوسبازي‌ها.۳ … عكس از كتاب حضرت خديجه اسطوره ايثار و مقاومت حضرت خديجه اسطوره ايثار و مقاومت

ادامهـ مطلبـ
بازدید : | ۲۶ آبان ۱۳۹۶ | ۰۹:۵۶:۵۸ | اميني
برچسب: حضرت خديجه .نخستين زن مسلمان.همسر پيامبراسلام.نخستين همسر پيامبر.مادرحضرت زهرا.كتاب حضرت خديجه اسطوره ايثارومقاومت.موسسه گوهر،

خاصيت اراده درانسانها

فكر، خواسته و اراده تركيبي شگفت انگيزي براي ايجاد اشتياق و حركت به سوي هدف است. نيرويي كه شما را واجد شرايطي مي كند كه از سد موارد ناخواسته بگذريد و متمركز بر هدف باشيد. اگر هيچ علمي، هيچ سرمايه اي و يا هيچ ارتباطي نداشته باشيد چندان مهم نيست چون اگر اين ۳ مورد شگفت انگيز را در وجودتان نهادينه كنيد همه چيز از جمله شهامت و شجاعت را به دست خواهيد آورد و رابطه، سرمايه و علم در قالب تجربه دست يافتني خواهد بود. براي اين مقاله نكاني از كتاب ۴ اثر از ناپلئون هيل را براي شما انتخاب كرده ام همراه هم باشيم: خواسته هاي مناسب براي رسيدن به موفقيت خواسته هاي شما دليل موفقيت است خواسته: خواسته شديد و عميق نقطه آغاز تمام موفقيت هاست. خواسته بذر تمام موفقيت هاست چيزي پشت نقطه آغاز وجود ندارد يا دست كم چيزي نيست كه ما از آن مطلع نباشيم. افرادي كه سالها در اين باره تحقيق كرده اند معتقدند تمام انرژي و ماده هاي جهان به قانون جاذبه واكنش نشان داده و تحت كنترل آن هستند كه موجب مي گردد عناصر و نيروهايي از يك ماهيت مشابه، به دور مركز جاذبه ي خاصي گرد هم آيند. با عملكرد اين قانون جهاني است كه خواسته شديد و عميق، معادل فيزيكي خود را جذب كرده و آن را حفظ مي كند. اكنون كلمه غير ممكن نسبت به گذشته معني كمتري دارد. برخي از افراد اين كلمه را از دايره واژگان خود حذف كرده اند زيرا باور دارند كه انسان قادر است هركاري را انجام دهد كه تصورش را بكند و باور داشته باشد كه مي تواند انجام دهد! جهان از دو عنصر تشكيل شده: ماده انرژي اساس شكل گيري ماده الكترون است كه فرمي از انرژي به حساب مي آيد. هر شي مادي كه انسان به وجود آورده است، از طريق قوه ذهني خلق شده است. آغاز هر چيز مادي، انرژي و پايان آن نيز انرژي است. معروفنرين شكل انرژي، انرژي ذهن انسان است. بنابراين، ذهن آدمي تنها نيروي هدايت كننده تمام مخلوقات بشر است اين نيرو در آينده دستاوردهاي گذشته او را كوچك و حقير نشان خواهد مي دهد. اراده از انسان غول مي سازد: اراده از شما يك غول شكست ناپذير مي سازد. با تفكر طولاني مدت به اين نتيجه رسيدم كه انسان بايد هدفي قاطع داشته باشد و هيچ چيز نمي تواند در برابر اراده ي انسان استقامت كند كه براي تحقق هدف حتي وجود خود را به خطر مي اندازد. (ويزرائيلي) شگفت انگيز است كه چطور دشواريها و صدمات زندگي در برابر روحي سر تعظيم فرود مي آورند كه دربرابر آنها تسليم نمي شود. وقتي روح قاطع شناخته شود، فضاي دور او باز شده و آزادي كافي برايش فراهم مي گردد. پشتكار را مي توان با چكه كردن قطرات آب مقايسه كرد كه در نهايت سخترين سنگها را مي سايند. افكار مانند اشياء هستند اگر به توانايي خود براي انجام كاري باور داشته باشيد، حتماً مي توانيد آن را انجام دهيد. وراي كلمه باور قدرتي قرار دارد كه با آن و به كمك قوانين ذهن برتر، مي توانيد به الهاماتي كه از طريق تلقين به نفس به ضميرناخودآگاه مي رسد، زندگي و هستي بخشيد. آغاز، ميانه و پايان قدرت ذاتي شماست. افكار، شخصيت شما را داراي جاذبه كرده و شما را به نتيجه و مسائل فيزيكي جذب مي كند كه با ماهيت انديشه تان همخواني داشته باشد. ابتدا صبر و استقامت كنيد و سپس ذهنتان را بر خواسته هايتان متمركز كنيد و مطمئن باشيد به آنها خواهيد رسيد. تمام افكار خلاق هستند! با اين وجود تمام افكار سازنده و يا مثبت نيستند. برگرفته از كتاب: ۴ اثر از ناپلئون هيل(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ
بازدید : | ۲۴ آبان ۱۳۹۶ | ۰۱:۰۷:۲۶ | اميني
برچسب: اراده.موسسه گوهر.فكر.خواسته.اشتياق.موفقيت.انرژي ذهن.تفكرناپليون هيل. افكارخلاق.،

خودپذيري و كتاب روانشناسي عزت نفس

بدون خودپذيري عزت نفس وجود خارجي پيدا نميكند. خودپذيري به قدري با عزت نفس در ارتباط پيوسته و تنگاتنگ است كه گاه ميبينيم اين دو را با هم اشتباه ميگيرند. با اين حال اين دو معاني جداگانه اي دارند. عزت نفس چيزي است كه آن را تجربه ميكنيم، اما خودپذيري كاري است كه آن را انجام ميدهيم. مفهوم خودپذيري از معنايي در سه سطح برخوردار است كه به بررسي مورد به مورد آنها ميپردازيم. سطح اول خودپذير بودن يعني در جانب خود قرار گرفتن، براي خود بودن. خودپذير بودن بدين مفهوم است كه من زنده ام و از آگاهي لازم برخوردارم. خودپذير بودن يعني اينكه در مقام تاييد خود حرف زدن چيزي است كه حق مسلم ماست و با اين حال اغلب به آن بي توجهيم. بعضي اشخاص چنان در مقام نفي و رد كردن خود هستند كه اگر براي از بين بردن اين موقعيت اقدام جدي نكنند نميتوانند به عزت نفس برسند: تا اين روحيه و اين باور از بين نرود هيچ درماني موثر واقع نميشود، هيچ يادگيري مفيدي صورت خارجي پيدا نميكند. هيچ پيشرفت قابل ملاحظه اي بدست نمي آيد. " خودپذير بودن يعني آنكه رابطه مخرب با خويشتن را كنار بگذاريم." سطح دوم خودپذير بودن بدين مفهوم است كه بدانيم، آنچه را مي انديشيم، مي انديشيم، آنچه را احساس ميكنيم، احساس ميكنيم، آنچه را ميل داريم، ميل داريم. ميل به تجربه كردن و پذيرفتن احساسات خود هرگز بدين معنا نيست كه احساس بايد آخرين حرف را در كاري كه ميكنيم بزند. اغلب وقتي احساسات منفي را به طور كامل تجربه ميكنيم و آنرا ميپذيريم، بهتر ميتوانيم خودمان را از شر آنها خلاص كنيم. خودپذير بودن يعني اينكه به هر احساس يا رفتارمان بگوييم "اين ابراز من است، ابرازي نيست كه لزوما آن را دوست داشته باشم، با اين حال هر چه هست ابراز من است." نكته مهم حقيقت بيني احترام گذاشتن به حقايق است. اگر انديشه اي مزاحم دارم، به هر صورت انديشه اي است كه دارم. آنرا به طور كامل ميپذيرم. اگر احساس رنج و خشم و يا هراس دارم، احساسي است كه به هر تقدير دارم. آنچه حقيقت دارد، حقيقت دارد، در مقام توجيه و انكار توضيح براي ردكردنش نيستم. هر احساسي را كه دارم احساس من است. من با حقيقت سر نزاع ندارم. پذيرفتن و پذيرا شدن چيزي بيش از تصديق و اذعان است. پذيرا شدن يعني تجربه كردن، يعني در حضور بودن، يعني در حقيقتي غرق شدن، يعني جذب حقيقت در آگاهي، لازم است دريچه هاي وجود خود را بگشاييم و احساسات ناخواسته را تجربه كنيم. اينكه سرسري آنها را بپذيريم كافي نيست. خودپذيري پيش شرط رشد و تحول است. از اينرو اگر با اشتباهي كه كرده ام روبرو شوم، اگر بپذيرم كه اين اشتباه از آن من بوده است، ميتوانم از آن درسي بياموزم و در آينده بهتر ظاهر شوم. نميتوانم از اشتباهي كه فكر ميكنم انجام نداده ام مطلبي ياد بگيرم. سطح سوم خودپذيري مستلزم محبت است. بايد دوست خود باشم. فرض كنيد كاري كرده ام كه از بابت آن ناراحتم، يا از آن خجالت ميكشم و خود را به خاطر آن سرزنش ميكنم. خودپذيري منكر واقعيت نميشود، نميگويد آنچه اشتباه است، درست است. به جاي آن ميخواهد كه چرا را درك كند. ميخواهد بداند چرا كاري كه اشتباه بوده در زماني كه انجام شده به نظر مناسب و مطلوب رسيده است. "پذيرفتن و علاقه نشان دادن محبت آميز، رفتار ناخوشايند را تشويق نميكند، اما از احتمال اتفاق مجدد آن مي كاهد." نميتوانيم انسان ديگري را درك كنيم، وقتي تنها اين را ميدانيم كه كاري كه كرده بود اشتباه است. بايد بدانيم كه چه عاملي در درون ما به انجام شدن اين اقدام كمك كرده است، مسئله توجيه كردن و تاييد نمودن نيست، مسئله درك كردن است. ميتوانم عملي را نفي كنم و در تقبيح آن حرف بزنم و با اين حال بخواهم بدانم كدام انگيزه باعث انجام آن عمل شده است. هنوز هم ميتوانم دوست خوب خود باشم. وقتي مسئوليت كاري را كه كرده ام بر عهده بگيرم ميتوانم به لايه هاي عميق تر بروم. درست همانطور كه وقتي مسخواهيم عملي از دوستان خود را اصلاح كنيم بايد بگونه اي با او حرف بزنيم كه عزت نفسش را خدشه دار نسازيم، در برخورد با خود نيز بايد اين موضوع را رعايت كنيم. برگرفته از : روانشناسي عزت نفس نوشته : ناتانيل براندن ترجمه : مهدي قراچه داغي(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ
بازدید : | ۲۲ آبان ۱۳۹۶ | ۰۷:۲۳:۲۸ | اميني
برچسب: كتاب روانشناسي عژت نفس .خودپذيري .موسسه گوهر،

مصاحبه درمورد تقليدوالگوبرداري

گفتگو با دكتر سيدحسين علم‌الهدي درباره تقليدهاي مثبت و منفي اصطلاح تقليد به عملي گفته مي‌شود كه در غياب الگو يا نمونه بررسي شده، به عينه تكرار مي‌شود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه تقليد‌كردن، تاريخي طولاني دارد. حتي در بسياري از فعاليت‌هاي روزمره تك‌تك ما نيز تقليد ديده مي‌شود. در اين مقاله با دكتر سيدحسن علم‌الهدي، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه فردوسي مشهد به گفتگو نشسته‌ايم. آقاي دكتر، اصولا تقليد به چه معناست؟ تقليد و الگوبرداري از منظرهاي گوناگون روان‌شناسي اجتماعي، روان‌شناسي رشد، زيست‌شناسي، روان‌شناسي تجربي و نظريه‌شناختي اجتماعي قابل مطالعه است. به‌طور معمول، يادگيري مشاهده‌اي بحثي است كه در روان‌شناسي يادگيري از آن ياد مي‌كنيم كه در واقع اين يادگيري مشاهده‌اي، تقليد يا الگوبرداري هم ناميده مي‌شود و در واقع مشاهده و تكرار رفتار ديگران است. مردم ما به شدت به اين نوع يادگيري‌ها علاقه‌مندند و مي‌توان گفت كه ما ايراني‌ها بيش از آنكه نوشتاري و شنيداري باشيم، ديداري هستيم. به لحاظ تاريخي مي‌توان گفت تقليد قدمتي طولاني دارد و در گزارش‌ها آمده است كه انسان مقلدترين موجود كره زمين است. آلبرت بندورا، از روان‌شناسان معاصر و صاحب نظريه معروف شناختي اجتماعي، يادگيري مشاهده‌اي يا همان تقليد را مهم‌ترين يادگيري انسان مي‌داند. وي معتقد است كه ما با يادگيري مشاهده‌اي رفتار ديگران را مي‌بينيم، مي‌فهميم و آنها را رفتار خودمان قرار مي‌دهيم. به عبارت ديگر، اقتباسي كه جزوي از شخصيت ما مي‌‌شود. به طور مثال؟ براي مثال، بچه‌ها رفتارهاي پرخاشگرانه والدين را مشاهده مي‌كنند و آنها را در ارتباط با ديگران به كار مي‌گيرند. در جامعه امروز، مد پديده‌اي است كه نوجوانان و جوانان فقط به علت تقليد از يكديگر از آن پيروي مي‌كنند. بسياري از نظريه‌پردازان شناختي اجتماعي مانند سانتراك معتقدند كه ما با مشاهده رفتار ديگران، انواع رفتارها، فكرها و احساسات را ياد مي‌گيريم و اين مشاهدات بخشي از شخصيت ما را مي‌سازند و در حقيقت اين موضوع نوعي تقليد محسوب مي‌شود. آيا تقليد‌ها هميشه منفي هستند؟ وقتي بحث تقليد پيش‌بيني مي‌آيد، اين تقليدها مي‌توانند مثبت و سازنده و يا منفي و كوركورانه باشند يعني ما مي‌توانيم رفتارهاي مثبت و هم سازنده مانند بردباري، تلاشگري و صرفه‌جويي را تقليد كنيم و هم الگوبرداري ما مي‌تواند بسيار منفي باشد. اما به‌طور كلي در ذات تقليد و با الگوبرداري، تغيير رفتار بسيار اهميت دارد و تامل و انديشيدن كمتر ديده مي‌شود. درباره رفتارهاي مثبت نيز اين موضوع صادق است. در واقع تقليد بيشتر با احساسات، هيجانات و عواطف آميخته است و خودانكاري و نوعي خودپنداري منفي در ما ايجاد مي‌كند، به اين معنا كه در تقليدها و الگوبرداري‌ها ما خودمان نيستيم و ديگران به جاي ما هستند. اين تقليد بيشتر در چه افرادي ديده مي‌شود؟ نوجوانان و جوانان بيشتر از بزرگسالان و ميانسالان به الگوبرداري از همسالان خود مي‌پردازند. بحث آسيب‌هاي اجتماعي مانند اعتياد، رفتارهاي مجرمانه و تخريبي و انحرافات جنسي مي‌تواند نمونه‌اي از اين كپي‌برداري‌ها و تقليدهاي منفي باشد. در بزرگسالان نيز اين تقليد با چشم و هم‌چشمي و حسادت‌ها بروز پيدا مي‌كند و متاسفانه بسياري از مشكلات خانوادگي و حتي طلاق‌ها از اين مساله نشات مي‌گيرد. آيا تقليد ريشه در روان‌ افراد دارد؟ بله. همه ما بايد بدانيم كه مقايسه‌كردن خود با ديگران بدون توجه به تفاوت‌هاي فردي امري غيرآگاهانه است. براساس عقايد موجود، انسان‌ها از لحاظ جسمي، ظاهري، فكري، رواني، اقتصادي، اجتماعي، عاطفي و غيره با هم متفاوت‌اند. براي مثال، تب جراحي زيبايي بيني اين روزها حسابي داغ است و افراد به خصوص خانم‌ها بدون توجه به تفاوت‌هاي خود با ديگران، از هم تقليد مي‌كنندو به فكر كوچك كردن بيني خود مي‌افتند و اين تنها مي‌تواند براي جلب توجه ديگران باشد. پس مي‌توان نتيجه گرفت كه همه اين مسايل، منشا شناختي رواني دارند و سطحي و غيرعمقي است. فردي كه مدام از ديگران تقليد مي‌كند، در واقع مزيت‌هاي خود را ناديده گرفته و پتانسيل لازم براي انجام كارهاي مثبت را ندارد. البته خانم‌ها بيشتر از آقايان در دام تقليدها و الگوبرداري‌ها مي‌افتند، به قول سعدي: «خلق را تقليدشان بر باد داد/ اي دو صد لعنت بر اين تقليد باد» ما به جاي اينكه سعي در تقويت توانايي‌هاي خود داشته باشيم، دست به تقليد مي‌زنيم و رفتارهاي ساختگي و مصنوعي از خود نشان مي‌دهيم. من معتقدم انسان‌هايي كه از عزت نفس، اعتماد به نفس، خودكارآمدي (اطمينان به توانايي‌هاي خود) بالاتري برخوردارند، كمتر به سراغ تقليد مي‌روند و در دام كپي‌برداري‌هاي كوركورانه گرفتار نمي‌شوند. متاسفانه ديده شده بسياري از تقليدها موجب ايجاد اختلالات شخصيتي در افراد مي‌شود. يعني شما تقليد را توصيه نمي‌كنيد؟ من تقليدهاي مثبت را توصيه مي‌كنم كه اغلب كمتر از تقليدهاي منفي اتفاق مي‌افتد. اما يادمان باشد كه يادگيري‌ تقليدي يا مشاهده‌اي در واقع يادگيري‌هاي عميق را در بر ندارد. انسان‌ها بايد ياد بگيرند كه رفتارها و گفته‌ها را ببينند، بشنوند و متناسب با نياز خودشان و با تدبر الگوبرداري كنند و بدانند اگر اين الگوبرداري‌ها منفي باشد، پديده جوگيرشدن را در پي خواهد داشت. تغييردادن رفتار و گفتار براي شبيه‌شدن به ديگران در واقع نوعي تقليد و اقتباس است كه متاسفانه در جامعه ما در حال گسترش است. بچه‌ها در خانواده و مدرسه بايد آموزش ببينند كه از چه چيزهايي الگوبرداري كنند و كدام تقليد‌ها مناسب آنها نيست. ما بايد حل مساله و يادگيري‌هاي معني‌دار را به فرزندان‌مان آموزش دهيم تا فقط به يادگيري‌هاي تقليدي و فاقد معنا دچار نشوند. رسانه‌ها در اين ميان چه نقشي دارند؟ رسانه‌ها اعم از راديو، نشريات و به خصوص تلويزيون نقش به سزايي در كاهش رواج تقليدهاي منفي دارند زيرا عمده يادگيري افراد از تلويزيون از نوع يادگيري مشاهد‌ه‌اي است و تلويزيون و حتي ساير رسانه‌ها مي‌توانند الگوهاي مثبت و يا منفي را به جامعه معرفي كنند و مسوولان در اين زمينه بايد بسيار هوشيارانه عمل كنند. چگونه مي‌توانيم با جنبه‌هاي منفي تقليد مقابله كنيم؟ به نكته بسيار خوبي اشاره كرديد. ما با شيوه‌هاي جايگزين مي‌توانيم تقليدهاي منفي را به تقليدهاي مثبت تبديل كنيم و رسانه‌ها در اين باره وظيفه سنگيني دارند. منبع:www.salamat.com منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/161495/ )كاري از موسسه گوهر

ادامهـ مطلبـ
بازدید : | ۲۰ آبان ۱۳۹۶ | ۱۰:۳۳:۱۹ | اميني
برچسب: تقليد .الگوبرداري.موسسه گوهر،

انسانهاي نخبه -انسانهاي قهرمان

ويژگي‌هاي انسان‌هاي نخبه چيست؟ موفقيت ذاتي نيست، بلكه اين افراد: دقيق هستند؛ همه نخبگان يك ويژگي مشترك دارند و آن اين است كه «حد خود را دقيق مي‌شناسند.» هدفمند هستند. فرصت ياب، از فرصت‌ها خوب استفاده مي‌كنند. خود و ديگران را خوب ارزيابي مي‌كنند، شجاع هستند و مديريت خطرپذيري و تصميم‌گيري دارند. ماهيچه‌هاي اراده خود را قوي مي‌كنند. مي‌دانند هميشه محدوديت وجود دارد ولي در جا نمي‌زنند. بر آنچه انجام مي‌دهند تمركز دارند، از نظر روان‌شناسي يادگيري: مهم‌ترين شرط در تمركز حواس «داشتن علاقه به موضوع موردنظر است» به‌جاي توجه روي عادت‌هاي بد روي مخالف آن و عادات خوب توجه مي‌كنند. جامعيت و نگاه جامع دارند. نبوغ، قدرت به‌كارگيري مهارت‌ها و تعادل و تناسب در تركيب آن‌هاست. هفت صفت ويژه قهرمانان ( كساني كه حاضر هستند براي ارزش هاي خود هزينه كنند. ) از ديدگاه رابينز عبارتند از: انگيزه بالا: افراد قهرمان انگيزه بالايي براي قهرمان شدن دارند. ايمان قوي: افراد قهرمان داراي ايمان قوي مي‌باشند. درك ارزش‌ها: اين افراد درك بالايي از ارزش‌ها دارند. راهبرد: افراد فوق داراي راهبردهاي مشخص و برنامه‌ريزي‌هاي دقيق مي‌باشند. انرژي: اين افراد داراي انرژي مضاعفي هستند و زود خسته نمي‌شوند. نيروي صميميت: افراد قهرمان سرشار از محبت و صميميت هستند. مهارت ارتباط با خود و ديگران (IQ و EQ )(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ
بازدید : | ۱۹ آبان ۱۳۹۶ | ۱۰:۵۶:۵۶ | اميني
برچسب: انسانهاي نخبه .انسانهاي قهرمان .موسسه گوهر.روانشناسي يادگيري .آنتوني رابينز،

خودخواهي خودپرستي نوع ديگر از خشم وعصبانيت

 ساير موضوعات برخي از ويژگي هاي شخصيت يا اصولا برخي از انواع شخصيت، با خود و در كنار خود خشم و عصبانيت را به ارمغان مي آورد و كساني كه گرفتار مشكلات اختلال شخصيت به علت و عوامل مختلف و دلايل مختلف، در زمينه هاي خشمگين و موجودات عصباني هستند اما ممكن است توجه به اين زمينه ضروري باشد كه اصولا مردم دنيا 2 نوع يا خود دوست هستند خودخواه يا خودخواه هستند يعني از خود متنفرند. دليل اين است كه انسان براي خود، شيء خارجي است و مي تواند از خارج به خود و يا از درون به آنچه كه در خارج، در مورد خود تصور مي كند نگاه مي كنند. كسي كه خود را دوست دارد موجودي است كه همه كارهاي خوب دنيا را براي خود انجام مي دهد، هيچ كار بدي با خود و بر عليه خود انجام نمي دهد، هزينه و مسئوليت و پيامد هر كاري را قبول مي كند و به حريم و حقوق ديگران تجاوز نمي كند و بنابراين معلوم است كه چنين فردي هم براي خودش خوب است و هم براي ديگران و توانايي اين را دارد كه عشق و دوست داشتن و دوست داشتن با ديگران را دوست داشته باشد، اما اگر كسي خود را از خود بپرسد از وجود فيزيكي و مادي خود و يا زمينه هاي رواني و شخصيتي يا موقعيت و محل سكونت خود و اجتماعي خود، به نظر مي رسد كه خود را دوست ندارد و خو د نپسند خواهد بود. اما انسان به دليل دوگانگي وجودش كه به آن اشاره شده است براي خود شيء خارجي است و مي تواند به خودش از داخل و بيرون نگاهي متفاوت و متفاوت داشته باشد به دو گونه نيز با اين موضوع خودناپسندي يا بدآمدن و تنفر از خود برخورد مي شود شلاق زدن يكي كه خود را موجودي نچيز و فقير و بي ارزش و بي اهميت و پوچ و خالي مي بيند و آن را در حالت ها و رفتار خود نشان مي دهد، حالت خالد و كلفتي است كه در خدمت و استخدام ديگران و به دليل احساس بد كه نسبت به خود و اين خودناپسندي و تنفر از خود به هر حال به نوعي زندگي مي كند. اما كساني هستند كه به اين نتيجه مي رسند كه شايد ديگران نيز چنين باشند و يا ديگران از آنچه كه من هستم خبر ندارند و يا اگر اطلاع ندارند مطمئن باشند و يا حتي اگر مطمئن باشند من چرا به آنها اجازه و فرصت بدهم كه از من استفاده و سوءاستفاده كنند بنابراين به جاي خودناپسندي، با خودپسندي زندگي مي كنند يعني خود را برتر و بالاتر مي دانند در حالي كه در پايين و عمق وجود خودشان مي دانند كه شايد موشي بيشتر نيست، لباس شير بر تن مي كنند و نعره مي ميرند و از اين راه كوشش مي توانند آنچه را كه ندارند به گونه اي پيدا كنند و يا احتمالا چنين پيامي را به ديگران برسانند. به همين دليل است كه مردم دو گونه هستند، خود دوست و خودناپسند به سه گونه زندگي مي كنند خود دوست، خودپسند و خودناپسند. به هر حال، چه فرد خودناپسند خود به خودي خود زندگي مي كند و يا خودپسند، يعني خود را برتر و بالاتر از ديگران مي داند و به انواع ديگر خودپسندي مانند خود بزرگ بيني و خودخواهي و خود اشتغالي برسد در اينجا و آنجا در موقعيت ها و موارد مضر و مضطرب مي شود و برخورد او با خود و زندگي و ديگران، آن قدرها واقعبينانه و منصفانه نيست و به همين جهت است كه اين افراد حتي نوع خودناپسند بيخدايان بيچاره، جايي كه توانايي دارند و يا احتمالا در مخفي و عقب ديگران يا بعضي اوقات آن زماني كه از همه چيز مي تواند به راحتي بگذرد خشم و عصباني خود را به شديدترين صورت ممكن است نشان دهد. بنابراين اين افراد فقط در جايي كه مورد تعريف و تمجيد و ستايش قرار مي گيرند، در آنجا احتمالا به نوعي مورد احترام و حرمت قرار مي گيرند و يا در شرايط و موقعيتي قرار مي گيرند كه هر چه خودشان را بالاتر و بالاتر مي بينند و يا ديگران آنها را تصور كنيد تا به برخي از آرام مي رسند. مي كند و چه فرد خودپسند خودكارش خود خوپيده خودبزرگ بيني كه براي خود اين حق و قدرت قائل است و يا احتمالا به منظور دفاع از خود با شدت و با بي رحمي به حريم و حقوق ديگران، ديگران را آسيب و آزار مي شود داد بزن بنابراين اين نوع اختلالات شخصيتي، معمولا با هشدار حالت خشم و عصباني به نوعي پنهان و زيركانه و يا احتمالا آشكار و خودخواهانه است. اين افراد معمولا اهل دوستي و آشنايي براي بلند مدت نيستند و حتي سازش ها و هماهنگي هاي آنها كوتاه و كوتاه است و فقط به دنبال فرصتي هستند كه به نوعي خود را از بين ببرند و خود را بر ديگران تحميل كنند. به همين دليل است كه از طريق شايعه سازي و شايعه پراكني، غايب شدن و تهمت و يا احتمالا بازنويسي واقعيت هاي بد و ناسازگار نسبت به ديگران، به خودي خود نيز آرام و احتمالا از اين طريق، به نوعي خود را از عصبانيت و عصبانيت ابراز مي كنند منبع: سخنان دكتر فرهنگ هلاكويي از مجموعه خشم و عصبانيت(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ
بازدید : | ۱۹ آبان ۱۳۹۶ | ۰۱:۰۹:۱۱ | اميني
برچسب: خودخواهي .خودپرستي .خشم وعصبانيت .دكتر هلاكويي .موسسه گوهر،

كتاب باورها و اسطوره هاي عرب پيش ازاسلام

باورها و اسطوره هاي عرب پيش از اسلام موضوع اصلي : دين زبان كتاب : فارسي نام نويسنده : محمود سليم الحوت نام مترجم : منيژه عبدالهي - حسين كياني نام انتشارات : علم سال انتشار : ۱۳۹۴ نوبت چاپ: ۲ شابك كتاب : ۹۷۸۹۶۴۲۲۴۳۱۳۶ جلد كتاب : شوميز قطع : وزيرى تعداد صفحات : ۵۷۶ صفحه وزن كتاب : ۹۹٠ گرم قيمت : ۵۵٠,٠٠٠ريال(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ
بازدید : | ۱۸ آبان ۱۳۹۶ | ۱۰:۲۵:۱۶ | اميني
برچسب: اسطوره شناسي.كتاب باورها اسطورهاي پيش از اسلام.موسسه گوهر،

آخرین مطالب ارسالی

مژده به علاقمندان و محققان

انواع زنا

پيامبر اسلام الگوي همه اعصار

حضرت خديجه اسطوره ايثارومقاومت

خاصيت اراده درانسانها

خودپذيري و كتاب روانشناسي عزت نفس

مصاحبه درمورد تقليدوالگوبرداري

انسانهاي نخبه -انسانهاي قهرمان

خودخواهي خودپرستي نوع ديگر از خشم وعصبانيت

كتاب باورها و اسطوره هاي عرب پيش ازاسلام

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان